قدر بدانیم




حلول ماه مبارک رمضان مبارک
نماز و روزه هاتون قبول درگاه حق


خسته و دل شکسته/همیشه سرفه می کرد/میخندید اما آروم/به خود می پیچید از درد/ دایی جونم تو خونه/ نور نگاه ما بود/ بعد بابای خوبم/ پشت و پناه ما بود/ توی خونه با اینکه/ جای بابام خالی بود/ اما با داییجونم/ زندگیمون عالی بود/تو جبهه با هم بودن/خردل اونارو سوزوند/بابای من شهید شد/داییم به یادگار موند/ موج که اونو میگیره/خونه به هم میریزه/داد میکشه بخوابید/نوبت سینه خیزه/یا خیلی آروم میره/ نقشه جنگ میکشه/برای غافلگیری/طرحی قشنگ میکشه/ یه شب که موج گرفتش/همه توی خواب بودیم/بی تاب بود اما همه/توی خواب ناب بودیم/بی تاب وپر تلاطم/هی بی قراری میکرد/با سر میزد تو دیوار/هی گریه زاری میکرد/
نمیبینی
چه سخته/بعد جبهه ها جدل/جنگ با بد حجابی/با سی دی مبتذل/نمیبینی چه
سخته/بعد جبهه ها فریاد/نبرد با بی غیرت/نبرد با اعتیاد/نمیبینی چه
سخته/بهد جبهه ها نبرد/شناسایی دشمن/تمیز مرد و نامرد/

حاجی نیستی ببینی/جوونو قرتی کردن/اونو به جای مسجد/مشغول پارتی کردن/
حاجی
نیستی ببینی/به ماها نیش می زنن/به عشقمون می خندن/طعنه به ریش می
زنن/حاجی نیستی ببینی/یه عده ای کمونیست /میگن زمان جنگ نیست/میگن شهید
الگو نیست/حاجی نیستی ببینی/چفیه عار و ننگ شد/مانتوها کوتاه شدن/بد حجابی
قشنگ شد/حاجی نیستی ببینی/یه عده دلسنگ شدن/یه عده غرق دنیا/پشیمون از جنگ
شدن/حاجی میخوام دلم رو/پر از شقایق کنم/از غصه ها بمیرم/دلم میخواد دق
کنم/
حال دایی که خوب شد/ماجرا رو که فهمید/با شرمندگی گفتش/منو باید ببخشید/
این
اواخر دایی جون/ذره ذره آب می شد/میسوختش و میساختش/عینهو آفتاب شد/خیلی
وقتا دایی جون/شبا تا صبح بیدار بود/توی قفس پرنده/همش فکر فرار بود/یه شب
که رفتیم هیئت/روضه کوچه خوندن/از حضرت فاطمه/قلب اونو سوزوندن/روضه رسید
به اوجش/غربت و خوب حس میکرد/سیلی و کوچه و در/با دست بسته مرد/رفتش تو حال
سجده/از ته دل گریه کرد/هم نوای عرشیا/ناله کشید از این درد/وقتی تموم شد
هیئت/دیدیم دایی افتاده/انگار که بیست ساله که/دایی جونم جون داده/هرچی
تکونش دادیم/هیچ تکونی ندیدیم/هر چی صداش می کردیم/صدایی نشنیدیم/رسوندیمش
به اورژانش/دکترا گفتن مرده/داد کشیدم دروغه/دایی من نمرده/
برگرفته از وبلاگ http://daftaresorkh.persianblog.ir